X
تبلیغات
رایتل

اتفاقات...

دوشنبه 25 شهریور‌ماه سال 1392 ساعت 01:28 ق.ظ

یه توپ خیلی خوب و بلند از اون سر زمین برام سانتر شد. هیچکس هم مزاحمم نبود. من بودم و دروازه و دروازه بان. بلند شدم و سرم رو میزون کردم و با پیشونی محکم به خط استوای توپ کوبیدم و اومدم پایین. توپ قشنگ رفت سمت دروازه و دروازه بان تکون نخورد...

گاهی توی زندگی فکر می کنی همه چیز سر جای خودشه و قراره کلی اتفاقای خوب بیفته و خودت رو هم آماده کردی و کلی هم نقشه کشیدی و البته هم از روی منطق و فکر عمل کردی.

یه پاس گوشه ی زمین بهم رسید. یه مدافع جلوم بود. معمولاً پاس میدم اینجور مواقع. تصمیم گرفتم به سرعت دریبلش بزنم. توپ رو به صورت کشویی ازش رد کردم و زاویه باز شد. با نوک پای راست محکم به سمت دروازه کوبیدم توپ رو. بازم دروازه بان حرکت خاصی نکرد و فقط دستش رو دراز کرد...

وقتی احساس می کنی همه چیز سر جای خودشه یه دفعه یه اتفاق خیلی معمولی همه ی محاسباتت رو بهم میزنه. مثل دو تا توپی که خورد به تیر دروازه و یکیش تو برگشت شد ضد حمله و گل خوردیم.

برچسب‌ها: فوتبال، زندگی
نظرات (3)
چهارشنبه 27 شهریور‌ماه سال 1392 ساعت 07:59 ب.ظ
این ینی اعتقاد به شانس! چیزی که من بهش اعتقاد ندارم! در حد آقوی هم ساده!!!

(لابد بازم نفهمیدم چی نوشتی و منظورت چیه!....)
پاسخ:
منظورم اعتقاد به شانس نبود
جمعه 29 شهریور‌ماه سال 1392 ساعت 04:12 ب.ظ
تیمت باخته ؟ قرمزی ؟ مهم نیست فرزند یه دربی دیگه میرسه .
منظورت مث اعتقاد به شانس بود ولی
پاسخ:
کفترای پشت بوم ما هم میگن آبیته!
گاهی اوقات، سخت میشه فهمید من چی مینویسم!
یکشنبه 31 شهریور‌ماه سال 1392 ساعت 02:17 ق.ظ
صحبت لازم شدیم! باز چی شده؟ تو که همه چی خوب داشته پیش میرفته.. بد نیست شما البته بیای و در اون همه پست و کامنتی که تگ و منشن میشی یه ابراز وجودی بکنی. وقت بذار بحرفیم یه بار
در ضمن فوتبال بازی رفت و برگشت داره.. کل مجموعه بازی ها باعث صدرنشینی میشه پس اگه گل صد درصدت گل نشد بازم باید تلاش کنی چون نتیه نهایی مهمه!

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد