X
تبلیغات
رایتل

سرمست شدیم از اینکه امروز...

چهارشنبه 1 مرداد‌ماه سال 1393 ساعت 04:16 ب.ظ

درختی که تلخ ست وی را سرشت

گرش برنشانی به باغ بهشت

سرانجام گوهر به بار آورد

همان میوه ی تلخ بار آورد


یک روز تصمیم گرفتم کم بنویسم و امروز تصمیم گرفتم دیگر اینجا ننویسم. شاید جای دیگری نوشتم که آن هم احتمالش کم است. هیچ دلیلی نه برای ترک وبلاگ نه برای ماندن در وبلاگ ندارم اما ... می آیم و میبینمتان. خموش.

در فیس بوک و اینستاگرام حضور کم و بیش سینوسی ای دارم و خواهم داشت. مرا با نامم mamrizzio  بجویید پیدایم میکنید در گوگل و فیس بوک و باقی شبکه های فخیم اجتماعی. 

دوست داشتم شیرین تر حضور داشته باشم. نشد. فشار زندگی عجیب روی گرده ام سنگینی میکند و گذشته ی مغشوش و حال طاقت فرسا و آینده ی به اصطلاح روشن. خوش بینم و لیبرال!


خوش گذشت رفقا. خیلی خوش گذشت. از دوستی های پیش آمده و پاس داشته و باقی قضایا

نظرات (8)
پنج‌شنبه 2 مرداد‌ماه سال 1393 ساعت 01:29 ق.ظ
عجیب نیست؟ این چند روز که استاتوس گذاشتی تو فکر بودم بهت بگم چرا وبلاگ رو به روز نمیکنی به جای فیس برک؟ و حالا این و نینویسی؟!
مغشوشی را درک میکنم. موفق باشی دوست من
پنج‌شنبه 2 مرداد‌ماه سال 1393 ساعت 03:58 ق.ظ
من تازه دارم به بیماری فیسگردی غلبه می کنم اون وخ تو داری میذاری کنار وب رو؟
شنبه 4 مرداد‌ماه سال 1393 ساعت 10:57 ب.ظ
درود.به هر حال بنویس...
جمعه 10 مرداد‌ماه سال 1393 ساعت 05:36 ب.ظ
بودن، بودن است چه اینجا چه هر جا ...
شنبه 18 مرداد‌ماه سال 1393 ساعت 07:37 ق.ظ
سلام
بر خلاف نظر فرزانه بودن ها فرق می کند...
امیدوارم یک توده کم فشار تر بیاید سمتت
پنج‌شنبه 23 مرداد‌ماه سال 1393 ساعت 03:48 ب.ظ
هرجاهستی خوش باشی و سلامت
همیشه نوشته های شما رو بسیار دوست داشتم
یکشنبه 11 مرداد‌ماه سال 1394 ساعت 02:31 ق.ظ
من دیر رسیدم!
شنبه 24 بهمن‌ماه سال 1394 ساعت 11:03 ق.ظ
درود

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد